نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - خاتمه شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

از آن گلشن گرفتم شمه‌ای باز

نهادم نام او را گلشن راز

در او راز دل گلها شکفته است

که تا اکنون کسی دیگر نگفته است

زبان سوسن او جمله گویاست

عیون نرگس او جمله بیناست

تامل کن به چشم دل یکایک

که تا برخیزد از پیش تو این شک

ببین منقول و معقول و حقایق

مصفا کرده در علم دقایق

به چشم منکری منگر در او خوار

که گلها گردد اندر چشم تو خار

نشان ناشناسی ناسپاسی است

شناسایی حق در حق شناسی است

غرض زین جمله آن کز ما کند یاد

عزیزی گویدم رحمت بر او باد

به نام خویش کردم ختم و پایان

الهی عاقبت محمود گردان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفکر درباره زیبایی و راز گل‌ها می‌پردازد. شاعر از گلشن (باغ گل‌ها) یاد می‌کند و نام او را "گلشن راز" می‌گذارد. او اشاره می‌کند که در این باغ، راز دل گل‌ها نهفته است و هیچ‌کس پیش از او از آن سخن نگفته است. زیبایی گل‌ها و به‌ویژه سوسن و نرگس به‌طور خاص توصیف می‌شود. شاعر از خواننده می‌خواهد که با چشم دل به این رازها نگاه کند و به عمیق‌ترین حقایق و علم‌ها پی ببرد، و نسبت به آنها بی‌توجهی نکند. در پایان، او دعا می‌کند که خداوند او را مورد رحمت و فضل قرار دهد و نامش را به "محمود" تبدیل کند.