بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به نام آن که اول کرد و آخر
به نام آن که باطن کرد و ظاهر
خداوند منزه پاک و بی عیب
که عالم را شهادت کرد از غیب
به هر وصفی که خوانی در شریعت
در آئی انس میدان در طریقت
توان اندر صفاتش ره بریدن
ولی در ذات او نتوان رسیدن
به دانش در صفاتش ره نیابند
به کلّی سوی ذاتش چون شتابند
بسی کوشند و گویند از صفاتش
ولی عاجز شوند از کنه ذاتش
نبی گفتا صفات او ندانند
که اندر ذات او چون ابلهانند
کسی کو ظن برد کاو هست واصل
یقین دانم ندارد هیچ حاصل
کمال معرفت شد ما عرفناک
از آن گفتند خالصان ما عبدناک
هزاران قرن اگرچه علم خوانند
سزاوار صفاتش هم نخوانند
تفکر را نماند آن جا مجالی
به جز حیرت ندارم هیچ حالی
نخواهم آن چه گوید مرد گمراه
از آن گفتارها استغفرالله
به قدر فهم و عقل خویش گویند
یقین دارم اگر چه بیش گویند
نگویم که چنان و که چنین کرد
که گاهی آسمان و گه زمین کرد
ولی دانم که او از امر واحد
همه موجود کرد و اوست واحد
یکی را در یکی زن هم یکی دان
یکی از ذات پاکش بیشکی دان
نه از روی عدد کز راه وحدت
یکی دانَش نه چون هر یک ز صفوت
بدان دارد که میبینم عیانش
به گفتن در نمیگنجد بیانش
سخن ترسم که در توحید رانم
که در تشبیه و در تعطیل مانم
هر آن چیزی که بتوان گفت اینست
که آن یک آسمان، این یک زمین است
زمین و آسمان اندر بیانش
هر آن چیزی که هست او داد جانش
مر او را میرسد از خلق تحسین
تعالی خالق الانسان من طین
ملائک در مقام خویش هر یک
به علم خویش میدانند بی شک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی خداوند و ویژگیهای اوست. شاعر به وصف خداوند منزه و پاک، که فاقد هر عیبی است، میپردازد و به محدودیتهای انسانی در درک ذات او اشاره میکند. او تأکید میکند که هرچند ما میتوانیم دربارهی صفات خداوند صحبت کنیم، اما هیچکس نمیتواند به کنه و ذات او دست یابد. علم و تفکر در این زمینه محدود هستند و در نهایت به حیرت میانجامند. شاعر میگوید که هر موجودی از اوست و او واحد است. همچنین، بیان میکند که شناخت خداوند از طریق قلب و عشق به او امکانپذیر است و نه از طریق الفاظ و مفهومسازیهای انسانی. در نهایت، خداوند خالق همه چیز است و مخلوقات او به عظمت او واقفاند.