نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - حکایت شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه نیکو گفت آن پیر سخندان

بدان عامی سرگردان و حیران

که صوفی و امام و شیخ و زاهد

سه ماهه دار و قرآن خوان و عابد

مرقع‌پوش و صاحب تاج و کشکول

میان مردمان گردیده مقبول

خطیب و واعظ و مفتی و قاضی

مدبر بر وقوف حال و ماضی

همه گشتی و شد کارت به سامان

کنون وقت‌ست اگر گردی مسلمان

مسلمانی ورای این مقام است

بگویم با تو رمزی کان کدام است

به کس مپسند آنچت نیست درخور

مسلمانی همین است ای برادر

ولی ایمان ورای این و آن‌ست

که ایمان علم خاص الخاص جان‌ست

چو بشناسی یقین تو این معانی

حقیقت سر ایمان را بدانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پیر سخندان به عامی سرگردان می‌گوید که بسیاری از افراد مانند صوفی‌ها، امام‌ها، شیخ‌ها و زاهدها که ظاهری مقبول و معتبر دارند، صرفاً درگیر ظواهر دین هستند. او تأکید می‌کند که مسلمان بودن فراتر از این ظاهر و جایگاه‌هاست و در واقع ایمانی عمیق‌تر و علمی خاص نیاز دارد. ایمان واقعی مرتبط با شناخت عمیق معانی و حقایق است. بنابراین، فرد باید به جای توجه به ظواهر، به درک باطنی و واقعی ایمان دست یابد.