بخش ۱۸ - مثال شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مثالی گویمت بنیوش آن را
که نشنیدست هرگز گوش آن را
هر آن شاهی که شاهی نیک داند
یکی سرهنگ را بر در نشاند
که تا نامحرمان را دور دارد
که شه در خلوت در آنجا سور دارد
کسی باید که نیک و بد بداند
در آرد نیک را و بد براند
نبد عرفان کسی را اندر این راه
بجز شیطان ز سرهنگان درگاه
حقیقت کار شیطان در میان نیست
ز لعنت کردنش چندان زیان نیست
چو مال و خلق را در خیل او کرد
برای مال خلقی میل او کرد
بجز اغوا خرد باری ندارد
ولی با خاصگان کاری ندارد
تو خود را خاص کن تا راه یابی
که تا عامی ز شیطان در عذابی
چو تو در دست نفس خود زبونی
منال از دست شیطان برونی
ز اول نفس خود را کن مسلمان
پی آنگه لعن کن بر نفس شیطان
چو میدانی به معنی لعن دوریست
به دل زو دور شو لعن زبان چیست
تو نفس خویش را لعنت کن ای دوست
که دشمنتر کسی از دشمنان اوست
یقین دان کار شیطان را تمامت
به پیدا کردن این باشد قیامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دقت و مراقبت در شناسایی نیک و بد را بیان میکند. به بیان شاعر، شاه باید کسی را بگمارد که نیک و بد را تشخیص دهد و مانع ورود نامحرمان شود. خود فرد نیز باید ابتدا بر نفس خود غلبه کند و خود را از آلودگیهای ناشی از شیطان پاک کند. نباید فقط به لعن شیطان اکتفا کرد، بلکه باید به درون خود نگاهی عمیقتری داشته باشد و نفس را مورد سرزنش قرار دهد. نصیحت به خودسازی و اهمیت شناخت درست در زندگی بیان شده است. در نهایت، تأکید بر این نکته است که درک و شکستن زنجیرهای نفسانی، راهی به سمت رشد و رستگاری است.