بخش ۱۷ - در ذکر شیطان و لعنت کردن بر او شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز من بشنو بیان حال شیطان
که میدانم نمیدانی به سامان
ز اول نام او بودی عزازیل
کنون ابلیس شده از راه تبدیل
ولیکن هر برزگش نام دیگر
به معنی دگر گفتند در خور
یکیاش حال مشغول ازل خواند
یکیاش صاحب طول امل خواند
یکیاش عارف اسرار حق گفت
یکیاش نقطهٔ پرگار حق گفت
یکی نیزش غیور مملکت خواند
که حق بگزید و ز آدم رو بگرداند
چنان خود را به کل در عشق او باخت
کزو با سجدهٔ آدم نپرداخت
نگردانید روی از حق و لعنت
به جان بخرید و یک شو شد ز رحمت
چنان با لعنت حق خوی دارد
که هرگز یاد رحمت مینیارد
ز لعنت کردن او را نیست رنجی
که دشنام جبلیش به ز گنجی
اگرچه کافر است امروز شیطان
ولی گردد قیامت را مسلمان
ز اول گرچه باشد شر مجمل
ولی آخر شود خیر مفصل
یقین سرچشمهٔ سر قدر اوست
یکی رکن عظیم معتبر اوست
ندیدم در جهان یک کس که جان یافت
که از سیلی شیطان او امان یافت
به صورت گرچه ملعون شد ز حضرت
ولیکن روی دارد سوی عزت
در لعنت بر او هرچند باز است
ولی اندر سرش بسیار ناز است
اگرچه لعنتش کرده است حالی
ولیکن این ز سری نیست خالی
سوالی هست اینجا نیک دریاب
جوابی گوی اگر دانی در این باب
اگر از خویش ترک امر حق کرد
چرا با او دگر بار این نسق کرد
که دادش انتظاری تا قیامت
که را بود از خلایق این کرامت
چرا بی واسطه با حق سخن راند
اگر باطل بُد او باقی چرا ماند
مرا حالی جوابی در دل آمد
بگویم گر به گفتن مشکل آمد
بدو دادست دنیا را به اقطاع
چو حال او چنان گردد ز اوضاع
اگرچه بر ملأ کارش تبه کرد
به زودی روی او آنجا سیه کرد
ولی اندر نهان کاری دگر بود
که خلقی زان حکایت بیخبر بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره حال و سرنوشت شیطان است. نویسنده به شیطان، که در ابتدا با نام "عزازیل" شناخته میشد و به دلیل شرارتش به "ابلیس" تبدیل شد، میپردازد. او توضیح میدهد که نامها و القاب مختلفی به شیطان نسبت داده شده و هر یک از آنها به جنبهای از شخصیت او اشاره دارند. متن بیان میکند که شیطان در عشق به خداوند و به دلیل نداشتن سجده به آدم، از رحمت محروم شده و حالتی از لعنت بر او حاکم است. همچنین، نویسنده به این نکته اشاره میکند که اگرچه شیطان ملعون است، اما در قیامت ممکن است وضعیت او تغییر کند و استعارههایی از او وجود دارد که نشان دهنده عمق وجود و مقامش در هستی است. در نهایت، نویسنده سوالاتی را مطرح میکند درباره چرایی وجود شیطان و ارتباط او با خداوند، و به این پرسشها اشاره میکند که چه نفعی از آزمون او برای بشر حاصل میشود.