نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - در بیان نهایت عشق است شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به صورت آدمی کرده است نقاش

اگر مردی به معنی آدمی باش

چو سلطان خود کند حالی رسولی

رسولی دیگری باشد فضولی

چو آب آمد تیمم نیست در کار

چو روز آمد چراغ از پیش بردار

چو پیدا شد ز پشت پرده دلدار

یقین دلاله شد معزول از کار

به شهری چون درآید شهریاری

نماند شحنه را در شهر کاری

چو عشق آمد چه جای عقل رعناست

که کار عشق بدمستی و غوغاست

در آن منزل که عشق آمد ستیزان

نباشد عق آنجا جز گریزان

چو عشق آمد چه جای عقل و هوشست

چو گوید عشق عقل آنجا خموش است

در آن منزل که آمد عشق کاری

در آمد عقل چون طفلان بزاری

اگرچه کارها از عقل شد راست

ولیکن کار با عشق بالاست

در تحقیق را صندوق عشق است

رسول عاشق و معشوق عشقست

اگر معشوق را عاشق نبودی

که گفتی این حقایق که شنودی

ز فیض عقل می‌بین نور راهت

ولی در عشق می‌دانی پیشگاهت

دو حالست ای اخی در عشق پنهان

که پیدا می‌شود در عاشقی آن

بود در راستی اول مقامش

میان عشق و مستی کشت نامش

چو شد عاشق تهی از خود فنا دان

چو پر گردد ز معشوقش بقا دان

چو حاضر گشت جانان کیستم من

چو غایب باشم از وی چیستم من

اگر صد سال می‌سازی بضاعت

بسوزد عشق اندر نیم ساعت

کسی کو عاشق است اندر مجازی

ندارد عشق صورت را نیازی

اگر تو عاشقی اندر حقیقت

نشان خواهند از تو در طریقت

نشانش چیست ترک خویش گفتن

شدن قربان و ترک کیش گفتن

سخن در عاشقی بسیار گویند

ولی نی اینچنین اسرار گویند

همی گویم حدیثی در بیانش

ز سر عشق می‌آرم نشانش

در گنج معانی باز کردم

پس آنگه این سخن آغاز کردم

سخن نیکست اگر تو نیک دانی

نه در معنی و در صورت بمانی

چو بشناسی به دل یک یک دقایق

فرو آید به جانت این حقایق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی حالاتی می‌پردازد که عشق و عقل در زندگی انسان‌ها به وجود می‌آورند. او عشق را برتری می‌دهد و می‌گوید زمانی که عشق وارد می‌شود، عقل و هوش جایی ندارند و باید کنار بروند. در حضور عشق، انسان باید از خود گذشتگی کند و به معشوق خود نزدیک شود. عشق، یک حالت عاشقانه و مستی به وجود می‌آورد که در آن عقل نمی‌تواند راهنمای خوبی باشد. شاعر تأکید می‌کند که عشق حقیقی به انسان قدرتی می‌دهد که به درک عمیق‌تری از وجود و حقیقت می‌رسد. او در نهایت به دنبال نشان دادن نشانه‌های عشق حقیقی است که شامل ترک خویش و قربانی کردن خود برای معشوق می‌شود.