نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۰ - در صفت حضرت مهدی شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ببین چون بهترین مهتران اوست

به جان سر همه پیغمبران اوست

به نسل از نسل‌ها فاضل‌تر است او

بدان از عترت پیغمبر است او

نباشد آن زمان تکلیف باری

بجز عرفان نباشد هیچ کاری

چو یشناسی نصیب از گنج یابی

نه گنجی کز پی آن رنج یابی

چو از مغرب بود اول خروجش

چو شمسی باشد و مغرب بروجش

به صورت همچو خورشیدی در ایام

که روشن می‌شود زو جمله اجسام

به معنی نیز خورشیدی همین دان

که روشن می‌کند ارواح انسان

چو مهدی در جهان خورشید دین است

طلوع شمس از مغرب همین است

بکن تو صورتش بر عامه ایثار

اگر تو خاصه‌ای معنی نگه دار

کنون بشنو ز من مغز حکایت

ز روی معرفت نی از روایت

چو جمله خلق توبه کرده باشند

همه امری به جا آورده باشند

نماند هیچ کس آنجا گنهکار

همه توبه کنند آن دم به یک بار

به توبه چون درآیند خلق یکسر

نماند هیچ بیرون آن در

از آن باشد در توبه به زنجیر

که نبود هیچ کس را هیچ تقصیر

سعادت یابی ار چندان نمیری

به صورت کاینچنین معنی پذیری

وگر میری نباشد مرگ صورت

که باشد مرگ صورت را ضرورت

به مرگ اختیاری میر باری

که مرگ اضطراری نیست کاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به مقام والای امام مهدی (عج) و ویژگی‌های او اشاره شده است. شاعر او را از نسل پیامبر می‌داند و می‌گوید که در زمان ظهور ایشان، مردم به عرفان و درک معانی عمیق پرداخته و از گنج‌های معنوی بهره‌مند خواهند شد. او به‌عنوان خورشید دین، درخششی در دل‌ها و ارواح انسان‌ها ایجاد می‌کند و با آمدنش، همه‌ خلق پاک و توبه‌کار خواهند شد. در این زمان، هیچ کس گناهکار نخواهد ماند و همگی به توبه خواهند پیوست. شاعر به تفکر عرفانی و قلبی در مواجهه با این معانی دعوت می‌کند و تأکید می‌کند که مرگ در این مفهوم، اختیاری و گذر از صورت به باطن است.