نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۲ - در تحقیق صراط شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صراط اندر حقیقت چیست راهست

چو بگذشتی از آن جان را پناه است

صراطت گرچه ره سوی بهشتست

ولی دوزخ به زیرش سخت زشتست

به نادانی بر او نتوان گذشتن

به دانائی توان آسان گذشتن

بکن نفست برای حق ضحیه

که باشد بر صراطت آن مطیه

بیفتی گر نباشد مرکبت زیر

که هست آن تیزتر از تیر و شمشیر

کسی کاینجا دل از توحید آراست

به عقبی بر صراطش راه شد راست

وگر افتاد در تشبیه و تعطیل

در آن شد سوی دوزخ میل در میل

برو دنیا رباط منزلی دان

به دانائی از آن بگذر چو مردان

چو دانستی که دنیا چون رباط است

وجودت اندر او همچون صراط است

اگر جانت سلامت زو گذر کرد

برستی از عذاب دوزخ ای مرد

وگر از وی در افتادی به پستی

ندانم کی رسی آنجا که هستی

ازین صورت اگر بیرون نرفتی

بدان همواره در دوزخ بخفتی

اگر راهت صراط المستقیم است

روانت در بهشت حق مقیم است

برو جان پدر پندار بگذار

چو نادانان مشو مغرور در پندار

نکوئی می‌کن و ترک تبه گیر

پی مردان و دانایان ره گیر

به جان بشنو ز من تحقیق این کار

به اقرار و مکن زین بیش انکار

کسی کز جان و دل با حق مقیم است

حقیقت بر صراط مستقیم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مفهوم "صراط" یا راه حق است که به عنوان مسیری به سوی بهشت توصیف شده است. شاعر به ما می‌گوید که این راه، در واقع زندگی و عبور از جهان مادی است و برای عبور از آن، دانش و آگاهی لازم است. شاعر تاکید می‌کند که اگر انسان دارای معرفت باشد، می‌تواند به آسانی از این راه عبور کند، اما بی‌دانشی و غفلت ممکن است او را به دوزخ بکشاند. در اینجا، دوزخ به معنای دوری از حقیقت و آگاهی مطرح شده است. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که با دانایی و عمل نیک، از دنیا بگذرد و به حقیقت و صراط مستقیم برسد، زیرا آن‌کس که در این راه قرار گیرد، به بهشت و آرامش می‌رسد و از عذاب‌ها دور می‌ماند.