بخش ۳۴ - در تحقیق قیام قیامت شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو بهتر در زمانه علم و جانست
بدان کین علم جان آخر زمان است
ز اول تا به آخر هرچه گفتم
چو دُر ناسفته بود اکنون بسُفتم
بدان این نفس و قلب اول که او کیست
بدان این روح و عقل آخر که او چیست
نزول وحدت است امروز کثرت
عروج کثرت مرد است وحدت
چو دریا قطره شد آبش نخوانند
چو باران سیل شد دریاش دانند
به صورت نامها بسیار باشد
ولی معنی یکی ناچار باشد
شریعت با قیامت هر دو جفتند
سخن چون من درین معنی نگفتند
مرا زین هر دو جز اظهار حق نیست
بدان اظهار حق جز این نسق نیست
به دنیا حکم تن باشد شریعت
قیامت حکم جان باشد حقیقت
به تن علم شریعت کش که بار است
به حان علم قیامت کان به کار است
به تن کار شریعت کن تمامت
که نافع علم جان شد در قیامت
کسی کو علم جان و دل نداند
قیامت همچو خر در گل بماند
عمل با علم باید در شریعت
که نبود خوب صورت بی حقیقت
قیامت واحد و کوهست قهسار
به حکمت میکند در علم خود کار
قیامت کرد در حکم شریعت
قیامت خود بود حاکم حقیقت
نه سلطانی بود آنجا نه شاهی
نباشد هیچ امری جز الهی
سخن گرچه نکو گفتم به کامت
ولی کردم قیامت را تمامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به مفهوم علم و حقیقت اشاره دارد و میگوید که علم جان در آخر زمان به حقیقت نائل میشود. از ابتدا تا انتها، آنچه گفته شده، در نابودی ناپایدار است. همچنین بیان میکند که کثرت و واحد توامانند؛ یعنی در دنیا با وجود تنوع نامها، معنای واقعی یکی است. شریعت و قیامت به یکدیگر مرتبطند و علم شریعت مانند تن و علم قیامت مانند جان است. عمل با علم در شریعت ضروری است و قیامت حکم حقیقت را دارد که به آنجا هیچ سلطانی جز خداوند نیست. در نهایت، نویسنده سعی دارد تا اهمیت بیان حقیقت در کلمات را نشان دهد.