نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - حق الیقین شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

به محیط افکن ای خرد زورق

جای باطل نماند «جاء الحق»

چند از آیات انفس و آفاق

«اولم یکف» خوان علی الاطلاق

به دلیلی، پسندیده نیست خدای

تا چوهرجائیان روی هر جای

نیست جائیت تا به هر جائی

همه جایی تویی چو برجایی

چه کند با دلیل رأی العین

وادی قدس وانگهی نعلین؟!

وقت «انّی انااللّه» آمد زود

بنه از کف عصای گفت و شنود

هر که بر حق دلیل می​گوید

به چراغ آفتاب می​جوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تُن مسأله‌ای فلسفی و الهیاتی پرداخته و می‌گوید که حقیقت و وجود خداوند همه‌جا و در همه‌چیز حضور دارد. او اشاره می‌کند که باطل نمی‌تواند جایی داشته باشد زیرا حق همیشه غالب است. شاعر همچنین به آیات الهی در نفس و عالم اشاره می‌کند و می‌پرسد آیا این دلایل کافی نیستند؟ او تأکید می‌کند که خداوند نیازی به دلیل و برهان ندارد، زیرا وجودش در همه جا محسوس است. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که حقیقت مانند نور آفتاب است که نیازی به چراغ ندارد و خود به خود شفاف و آشکار است.