بخش ۱۲ - الضلال المبین الفرقة الاولی شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صابی مشرک ستاره پرست
کوز «انعام بل اضل» بتر است
ازکواکب اثر چو دید اینجا
زان بنگذشت و گفت هست خدا
ساخت مانند کوکب آن تمثال
تا پرستش کند به کفر و ضلال
کرد ممتاز هر یکی در اسم
زیر هر یک نهاد چند طلسم
پس بیاراست آن به زیور و زیب
تا کند با عوام مکر و فریب
بت پرستی از آن پدید آمد
راستی مذهبی پلید آمد
گوید این خود مرا شفیع بود
عقل داند که این بدیع بود
هیچ دیدی جماد ناپروا
بهتر آید ز زندۀ گویا
چون خلیل خدای دید افول
در ستاره، نکرد هیچ قبول
زانکه گردش نشانۀعدم است
نقص و تغییر دایماً بهم است
کرد باطل مذاهب وثنی
وضع فرمود حکم بت شکنی
قدر کوکب به نزد حق نه کم است
قول «والنجم» آیت قسم است
ظلمت از شرکت آمد اندر ذات
نه ز ادراک نور در آیات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی ستارهپرستی و بتپرستی است و نقدی بر عقاید مشرکان دارد. شاعر به صابئان که به ستارهها عبادت میکنند میگوید که این نوع پرستش از کفر و ضلالت نشأت میگیرد. او به این نکته اشاره میکند که ستارهها، هرچند درخشان و باارزشاند، نمیتوانند خداوند باشند. اگرچه این نهادها میتوانند باطل باشند، در واقع حقایق برتر وجود دارند. شاعر به مقایسهی ستارهها با خداوند میپردازد و از خلیلالله، ابراهیم، یاد میکند که از عبادت ستارهها سرباز زد. در انتها بر اهمیت توحید تاکید میکند و میگوید که اصلیترین مشکل در پرستش این بتها، دوری از حقیقت و نور است.