بخش ۷ - الضلال المبین الفرقة الاولی شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اهل تشبیه نحس یاوه درای
چون خودی را گرفتهاند خدای
چون ز قید خودی نمیرستند
صفت خویش بر خدا بستند
زان خدا را چو خود همی خوانند
که ره از خود برون نمیدانند
قول حشوی به خویش بربستند
وان خطا را صواب دانستند
راه تقلید را پسندیدند
همه بر ریش خویش خندیدند
هیچکس عقل را کند معزول؟
چیست این ترّهات نامعقول
واجب آمد نظر ولیک به شرع
اصل این اصل ثابت است به فرع
امر و حکم «قل انظروا» ز کتاب
وارد اندر حق «اولوالالباب»
وانگهی اندرین سخن راند
چکند جهل خود نمیداند
مُثْبِت نقل باز نقل بود
دَوْر باشد، محال عقل بود
گر نبودی قیاس و فهم و عبر
خر به از آدمیستی ای خر
چون بهایم امور جسمانی
بیش دارد ز نوع انسانی
بیست و نه مسأله است در معقول
که نباشد موافق منقول
باقیش رد مکن به نادانی
بده انصاف اگر مسلمانی
قول عاقل شنو تو از جبّار
«وقنا ربّنا عذاب النار»
مر تو را خود نه عقل و نه نقل است
ورنه هم نقل مثبت عقل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد افرادی میپردازد که به تقلید از دیگران میپردازند و عقل و تفکر مستقل را کنار گذاشتهاند. شاعر به توهماتی اشاره میکند که از خودپرستی ناشی میشود و براین باور است که چنین افرادی خدا را به عنوان خودشان میپندارند و از واقعیت دور شدهاند. او هشدار میدهد که بدون استفاده از عقل و استدلال، انسان به مانند حیوانی میشود که بر اساس غریزه رفتار میکند. همچنین، او تأکید میکند که درک صحیح و علم باید بر مبنای دلیل و استدلال باشد و نه بر پایه جهل و تفکرات غلط. به طور کلی، شعر به اهمیت تفکر صحیح و پرهیز از تقلید کورکورانه در مسائل دینی و فلسفی اشاره دارد.