نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - المنشأ شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

منشأ اعتزال شد جهنی

آنکه می​داشت شبهۀ وثنی

کرد شاگردی حسن ز اول

آخر از دین بگشت و کرد جدل

از صحابه هر آنکه باقی بود

کرد با وی بسی ز گفت و شنود

آخر از مجمعش برون راندند

هم به اجماع گمرهش خواندند

چونکه بشنید از او حدیث قدر

ملحد محض خواندش ابن عمر

همچنین ابن حارث و جابر

انس و عقبه، مالک و عامر

همه تکفیر این گره کردند

بس که این قوم را بیازردند

هیچ سودی نکرد تا که خطا

یافت شهرت ز واصل بن عطا

آخرالامر صاحب کشاف

در میان کلام حق به گزاف

هرزه​ها گوید او که لاتسأل

در صفات خدای عزو جل

فحش و دشنام و هجو سنی بین

با کلام خدای کرده قرین

بی اصولی که آن سماع کند

دینش از باطن انتزاع کند

جاهل کوربخت را بنگر

که به تقلید او شود کافر

نسخه​ای زان گرفته اندر بیش

خود ندانسته اهل مذهب و کیش

صرف و نحو و معانی است و بیان

خاصۀ او ز حصۀ ایمان

قدری چون سگی است دیوانه

در سرایت به خویش و بیگانه

حاش للّه چو بر سگی ساید

آدمی زاده سگ بچه زاید

که من او را نمی​کنم تکفیر

از سخن​هاش می​کنم تحذیر

گفته​های ورا همی جویم

پس به هفت آب و خاک می​شویم

علم او آب نیست، بل بول است

دفع ابلیس قول لاحول است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به نقد افرادی می‌پردازد که از دین خارج شده و به عقاید غیردینی گرایش پیدا کرده‌اند، به ویژه واصل بن عطا که به اعتزال شهرت دارد. شاعر او را به خاطر نظریاتش در مورد خداوند و صفات او مورد انتقاد قرار می‌دهد و او را به کفر متهم می‌کند. شاعران و صحابه به تکفیر این افراد پرداخته و از گفت‌وگو با آنها پرهیز کردند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که علم و عقاید این افراد نه تنها سودی ندارد بلکه به گمراهی می‌انجامد و بدل به عامل دوری از حقیقت دین می‌شود.