بخش ۹ - الفرقة الثانیة شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
باز اصحاب اعتزال فضول
خالی از عقل و نقل و ذوق و اصول
گاه قایل به قولهای مجوس
متمسک به شبهۀ منحوس
گاه تقلید فلسفی کرده
گاه حجت ز حشوی آورده
نه محقّق، نه فلسفی، نه حکیم
رد قومند این گروه لئیم
همهشان کرده رد از آن بمحل
چون منافق فتاده در اسفل
بشنو از خواجه در صحیح خبر
گبر این ملتند اهل قدر
گر سلامت کند جواب مگو
ور بمیرد مکن نماز بر او
از اصول آنچه کشف و ذوق دل است
برخلاف طریق معتزل است
لعنت ایزد و رسل یکسر
وارد اندر مکذّبان قدر
در صفت خوضها بسی کردند
عاقلان ترهات بشمردند
سخن این گروه در تنزیه
استراقست ز فلسفی سفیه
آن نه تنزیه بلکه تعطیل است
ضد برهان و نقل و تنزیل است
قول حق گیر ووصف کن به همان
تو چه کاری به هرزۀ بهمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد اصحاب اعتزال میپردازد و آنها را فاقد عقل، نقل، ذوق و اصول معرفی میکند. شاعر به این گروه اشاره میکند که گاهی به آراء مجوسی تمسک میکنند و گاهی تقلید فلسفی دارند، اما در نهایت نه به عنوان محقق و نه به عنوان فیلسوف یا حکیم شناخته نمیشوند. شاعر آنها را به منافقانی تشبیه میکند که در پایینترین مرتبه قرار دارند و به نقل از خواجه میگوید که این گروه از اهل قدر نیستند. او توصیه میکند که اگر کسی در این مسیر برود، از آنان فاصله بگیرد و هرگاه که با آنان روبهرو شد، نماز را بر مردگانشان نخواند. در نهایت، شاعر به تفاوت تنزیه با تعطیل اشاره میکند و میگوید که آنها به جای تنزیه واقعی، به تعطیل و انکار واقعیات میپردازند.