بخش ۴ - حکایت شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چون کسی کرد از این دو قوم سؤال
در جوابش چه گفت صاحب حال
فلسفی از خدای بتراشد
متکلم بر او همی پاشد
حق از این هر دو بر کران آمد
بحقیقت نه این نه آن آمد
ذاتها را به ذات معرفت است
اختلافی که هست در صفت است
مذهب فرقههای اهل ضلال
باز گویم کنون علی الاجمال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، فردی از دو گروه مذهبی سؤال میکند و پاسخدهنده کسی است که به حقیقت نزدیک است. او توضیح میدهد که فیلسوفان خدا را با استدلالهای فلسفی معرفی میکنند و متکلمان از راه کلام. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که حقیقت نه در یکی از این دو دیدگاه نهفته است. اختلافات موجود بیشتر به صفات مربوط میشود تا ذاتها. او به طور کلی به مسائلی از مذاهب و فرقههای گمراه کننده اشاره میکند.