بخش ۳ - حق الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در قضا نیست هیچ زشت و نکو
هان مکن نسبت حدوث بدو
کفر او کفر نیست ایمان است
منع او منع نیست احسان است
بد از آن رو کزوست بد نبود
پس بد اندر وجود خود نبود
زانکه هستی هستها زان روست
هستی بد برای خود نیکوست
نیز اظهار نیکها بد کرد
گر بدی کرد باز با خود کرد
بد کند نیکی نکو پیدا
که به ضد است چیزها پیدا
چون به خود نیک و از خدا نیک است
وانگه از بهر نیکها نیک است
نیک و بد باشد از قبیل صفات
بی نیاز است از آن حقیقت ذات
همه از نسبت و اضافات است
فی المثل چون جهان آفات است
شر این خیر آن دگر باشد
شر نه در ذات خویش شر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به بررسی مفهوم خوب و بد میپردازد و نتیجه میگیرد که هیچ چیز در ذات خود زشت یا نیکو نیست. او معتقد است که بدیها نیز به نوعی وجود خود را میسازند و بخشی از هستیاند. در واقع، هر چیزی را میتوان به نیکی یا بدی تفسیر کرد، و این مفاهیم به یکدیگر وابستهاند. همچنین نویسنده اشاره میکند که ذات حقیقی هیچگونه نیازی به مسائلی چون خوب و بد ندارد و این صفات تنها از روابط و نسبتها ناشی میشوند. بنابراین، شر و خوبی نیز به یکدیگر وابستهاند و نمیتوان یکی را بدون دیگری در نظر گرفت.