بخش ۱ - الفصل الرابع فی ارادته تعالی و تقدس علم الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آن مریدی که از ارادت و خواست
کند او جمله نیک و بد، کژ و راست
کفر و دین، زشت و خوب، دشمن و دوست
همه از قدرت و ارادت اوست
نافع و ضار و معطی و مانع
کیست جز حی قادر صانع
تا که مثبت شود ارادت وی
گفت «اردناه ان یقول لشیء»
شیء عام است خاصه با تنکیر
تو از او هیچ چیز باز مگیر
گشته از خلق و حلق و رزق و اجل
بفراغت خدای عزوجل
کردنی جمله کرد، واپرداخت
هیچ چیزی ز تو نخواهد ساخت
همه در سابق ازل رانده است
رانده را رانده، خوانده را خوانده است
قلمش چون نوشت خردودرشت
خشک گشت و از آن سپس ننوشت
گر کند این زمان حقایق قلب
کلب این قلب و قلب آن را کلب
آن هم از سابق قضا باشد
نقص و تغییر کی روا باشد
گر معلق کنی و گر مبرم
اندرین حکم داخلند به هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به موضوع ارادت و قدرت الهی میپردازند. شاعر به شخصیت مرید اشاره میکند که هر چه از او برمیآید، بخشی از اراده و قدرت الهی است. او تاکید میکند که همه چیز، اعم از نیک و بد، کفر و دین، و حتی خطر و نفع، به خواست و اراده خداوند وابسته است. در واقع، هر آنچه که در عالم وجود دارد، از قدرت خداست و هیچ چیز به خودی خود وجود ندارد. شاعر بیان میکند که سرنوشت و حقیقت زندگی از پیش تعیین شده است و هیچگونه تغییری در آن به وجود نمیآید. در نهایت، همه امور به خواست الهی وابستهاند و هیچ چیز از انسان به تنهایی نه کفر و نه ایمان را نمیتواند به وجود آورد.