نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - حکایت شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت بابا فرج که بد خود نیست

وانچه بد دیده‌​ای تو آن بد نیست

احمقی دید کافری قتال

کرد از خیر او ز پیر سؤال

گفت هست اندر او دو خیر نهان

که نبی و ولی ندارد آن

قاتلش غازی است در ره دین

باز مقتول او شهید گزین

نظر پاک این چنین بیند

نازنین جمله نازنین بیند

این چنین دیده​‌اند درویشان

ای دریغا ز صحبت ایشان

نیک خواهی نه در بداندیشی است

عیب جوئی خلاف درویشی است

از حکیم ای عزیز بد ناید

هرچه او کرد آنچنان باید

شر اندک ز بهر خیر کثیر

خیر بسیاردان تو در تدبیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

بابا فرج می‌گوید که بدی‌ها به آن معنا که تو فکر می‌کنی وجود ندارد. برخی افراد احمق هستند که نکات مثبت را نمی‌بینند و فقط بدی‌ها را زیر سوال می‌برند. او به مثالی از یک قاتل اشاره می‌کند که در واقع در راه دین می‌جنگد و از او شهید می‌سازد. درویشان با نگاهی پاک و روشن، به خوبی‌ها توجه دارند و باید از آنها یاد بگیریم. نیک‌اندیشی و دوری از عیب‌جویی نشانه درویشی واقعی است. هر آنچه حکیمان انجام می‌دهند، قابل قبول است و باید بدانیم که بعضی شرها برای به‌دست آوردن خیرهای بزرگ‌تر ضروری هستند.