بخش ۸ - فی فایدة الآخر شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
امر تکلیف آفتابی بود
هر کسی را چنانکه هست نمود
زو رسد هر کسی به حد کمال
ناقص الذات گیر و کامل حال
باز پس مانده زو شود در پیش
سالک از وی رسد به مقصد خویش
بی ارادت لزوم حجت کرد
با ارادت ظهور حکمت کرد
شده بوجهل از او به زندیقی
باز بوبکر از اوست صدیقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بحث در مورد تکلیف و حقیقت انسانها میپردازد. هر فرد به آن چه هست، شناخته میشود و درک میشود. هر کسی به اندازهی کمال خود میرسد و نقصهایش باعث پیشرفت سالک میشود. در این راه، بدون اراده، وجود حجت لازم است، اما با اراده، حکمت الهی نمایان میشود. در نهایت، این دو حالت میتواند به اختلاف بین جهل و علم منجر شود و همچنین به شخصیتهای متفاوتی مانند زندیق و صدیق اشاره میکند.