بخش ۹ - التمثیل شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آن نبینی که پرتو خورشید
چون کند میوۀ سیاه سپید
امر در دل همین اثر دارد
قوّتی را به فعل میآرد
در ارادت نهفته بود احوال
تا رسد هر کسی به حد کمال
امر وارد شد آزمایش را
آن نکوهش مر این ستایش را
سرّها جمله آشکارا شد
کارهای نهفته پیدا شد
آنکه جان و تن ترا پرورد
امر بود و ارادت ای سره مرد
هرکه زین هر دو پروریده شود
دان که او نفس آرمیده شود
سایه پرورد سرخ رو نبود
روی صحرانشین نکو نبود
هرکه بنشست، گشت سرخ و سفید
گاه در سایه، گاه در خورشید
امر بگذار و در ارادت پیچ
چیست بیرون از این دو دولت هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی ارتباط بین ارادت و امر و تأثیر آنها بر روی انسانها میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که پرتو خورشید (امر) میتواند میوهای سیاه و سفید (احوال انسانی) را به وجود آورد و در دل انسان تأثیر بگذارد. انسانها در تلاش برای رسیدن به کمال خود با این دو اصل (امر و ارادت) مواجه میشوند و آزمایشهای مختلفی را پشت سر میگذارند. در نهایت، شاعر عنوان میکند که هیچچیزی خارج از این دو اصل وجود ندارد و این دو، نقش مهمی در پرورش انسان و ظهور ویژگیهای او دارند.