نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - حق الیقین شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / باب سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اسم باری است چون طلسم وجود

بر عدم زو فتاده نام وجود

بود هر بوده​ای ز اسمی خاص

هر یکی زو گرفته قسمی خاص

هستی ونیستی بدو راجع

هم ز تقدیر معطی و مانع

همه افعال را چو اسبابند

همه املاک را چو اربابند

عارف از اسمها علی الاطلاق

بهره یابد بقدر استحقاق

گه ز اللّه فنای هر دو جهان

آیدش در نظر شود حیران

بندۀ خاص گردد از ذلت

عذر عامی نهد ز هر زلّت

گه زرحمان شود کریم صفات

وز رحیم آید او رحیم صفات

همه زو بیند و ببخشاید

هر چه دارد به هر که پیش آید

از مَلِک مُلک و مِلک از او داند

سلطنت بر وجود می​راند

نفس را زیر حکم عقل آرد

حلق را جمله نیست پندارد

گه ز قدوس در حظایر قدس

گردد او نقطۀ دوایر قدس

پاک تن پاک جان و پاک اسرار

از خلاف و رذایل و اغیار

وز سلام او شود مسلمان باز

به زکوة و به صوم و حج و نماز

به زبان و به دست و قلب سلیم

هیچکس را از او نه خوف و نه بیم

همه را برشمرد نتوانم

ورنه از اختصار وامانم

نودو نه شمار صد کم یک

عارفان را ز هر یکی بی شک

حظ وافر ز کوشش واخلاص

داده ایزد ز فضل و رحمت خاص

جهد کن تا ز «جاهدوا فینا»

راه یابی به کوی «لوشئنا»

مرد ره آن بود که در همه جای

متخلق بود به خلق خدای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم وجود و عدم، اسم‌ها و مقام عارفان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که هر موجودی به وسیله نام خاص خود تعریف می‌شود و همه چیز، شامل هستی و نیستی، به تقدیر و اراده الهی وابسته است. عارفان با توجه به اسامی و صفات خداوند، به درجات مختلفی از درک و فهم می‌رسند و به رحمت و کرامت الهی دست پیدا می‌کنند. در نهایت، شاعر بر اهمیت جهد و کوشش در راه ایمان تأکید می‌کند و می‌گوید که افرادی که به صفات خداوند متخلق شوند، به حقیقت نزدیک‌تر خواهند بود.