بخش ۱ - الفصل الثانی فی انّ افعاله لا تُعلَّل و انّ الجزاء لیس بالعمل علم الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
فعل باری پی غرض نبود
زانکه در ذات او عرض نبوَد
لاابالی است ذات بی مثلش
باز چون ذات، بی سبب فعلش
عاصیی را اگر ببخشاید
از کرم بی عمل همی شاید
مؤمنی را اگر عذاب کند
از غضب بی گنه صواب کند
زان سبب گفت با تو «لاتسأل»
که ترا نیست هیچگونه محل
گر بپرسی از آنچه او سازد
او ترا در سؤال بگدازد
در خبر بهر آنکه با خبر است
حجت این ز پیش بیشتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی صفات خداوند و اعمال او میپردازد. شاعر بیان میکند که خداوند به خاطر هدف خاصی عمل نمیکند، زیرا ذات او بینظیر و مستقل از علتهاست. حتی اگر عاصی (گناهکار) را ببخشد، این عمل ناشی از کرم اوست، و اگر مؤمنی را عذاب کند، نشانهای از غضب اوست، نه از گناه. از این رو، شاعر توصیه میکند که نباید از خداوند درخواست کنیم، زیرا هیچ مکان و مقامی برای چنین سؤالی وجود ندارد و اگر سوالی بپرسیم، فقط به ما آسیب میزند. در پایان، او اشاره میکند که برای کسانی که از حقایق آگاهند، دلایل و حجتها بیشتر و قویتر است.