بخش ۱ - الفصل الرابع فی بیان مبدء العالم علم الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
پیشتر از جهان خدای لطیف
جوهری آفرید پاک و شریف
پس به هیبت بدو گماشت نظر
تا که بگداخت جملۀ جوهر
گشت یکسر چو بحر بیپایان
عرش رحمان ستاده بر سر آن
پس ز ثقلش زمین فرو انداخت
و آسمانها ز دود آن برساخت
همچو گوئی بُد آن زمین و بر او
بیت معمور و جای کعبه در او
پس بگسترد باز جمله زمین
از برگوی تا که گشت چنین
کوهها را چو میخ زد بر وی
تا نیاید دگر خلل در وی
جویها را روانه کرد بر آن
کرد تقدیر قوت جانوران
روز یکشنبه و دوشنبه بساخت
این زمین، پس به کوهها پرداخت
کردن کوه در سه شنبه بود
چهارشنبه بساخت روزی ورود
روز پنجشنبه بود و جمعه که باز
آسمان ساخت و داد زینت و ساز
قدرت از اصل خلق واپرداخت
زین سبب روز شنبه هیچ نساخت
این چنین گفت خواجۀ کونین
چونکه تفسیر کرد «فی یومین»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف آفرینش جهان میپردازد. ابتدا خداوند جوهری لطیف و ناب خلق کرد و آن را تحت نظر خود قرار داد تا جوهر همه چیز را به هم بگدازد. این جوهر به شکل یک دریای بیپایان درآمد و عرش الهی بر آن قرار گرفت. سپس زمین را به وجود آورد و آسمانها از دود آن شکل گرفتند. شاعر به تدریج مراحل آفرینش زمین و کوهها، جویها و جانوران را توضیح میدهد و به روزهای هفته اشاره میکند که هر کدام به ساخت بخشهایی از جهان اختصاص دارد، به جز روز شنبه که در آن هیچ چیز خلق نشده است. این توصیف بیانگر نظم و دقت در آفرینش است.