بخش ۲ - عین الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل پنجم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نفس را نیست مادت و مدّت
قالب او راست آلت و عدّت
نه عرض بلکه جوهری است شریف
وز اضافات یافته تشریف
جسم نبوَد که جسم را اجزاست
و او محل بسیط بی همتا است
وحدت عقل و نفس را داند
جسم دیدی که او خدا داند
گر بسیطی درآید اندر جسم
متجزّی شود به چندین قسم
که بسیط آنگهی بسیط بود
چو بدو جسم تو محیط بود
نشود از غذا فزاینده
مُحْدَث است او ولیک پاینده
نی بمیرد همی چو نفس نما
آنکه در شأن اوست «بل احیا»
مردن و زیستن چو ضدّانند
روح را نیست عاقلان دانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مفهوم نفس و تفاوت آن با جسم میپردازد. شاعر بیان میکند که نفس نه ماده دارد و نه مدت، بلکه وجودی شریف و جوهری است که از دنیای اضافات فراتر است. جسم، با اجزای خود شناخته میشود، در حالی که نفس وجودی بسیط و بیهمتا است. همچنین به ارتباط و وحدت بین عقل و نفس اشاره میکند و میگوید که نفس با غذای جسم رشد نمیکند و در واقع محدث و پاینده است. از نظر شاعر، مرگ و زندگی دو حالت متضاد هستند و هوش و عقل درک کاملی از نفس ندارند.