نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - حکایت شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل پنجم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بر رهی می​گذشت شیخ مهین

سعد دین حمویه با تمکین

برکۀ آب بود در ره پیر

که گذشتن از آن نبود گزیر

مرکب شیخ ز آب باز جهید

عکس خود را چو اندر آب بدید

شیخ گفت آب را بشورانید

عکس او را بر او بپوشانید

آب روشن از آن مکدر گشت

بی تعب اسب شیخ از آن بگذشت

کرد اشارت پس آنگه از چپ و راست

سوی اصحاب کین طریق شما است

اسب نفس تو توسن آمد هان

تا نگردی از آن تو سرگردان

تا که در وی رمیدنی باشد

آن هم از عکس دیدنی باشد

چون ز خودبینی او گرفت آرام

بضرورت شود به زیر تو رام

اگر از سنّتی شود خودبین

رو مباحی به ضدّ آن بگزین

هر عبادت که گشت عادت تو

قوت نفس است آن عبادت تو

پس مداواة صاحب استعداد

نکند جز به صورت اضداد

به تو خیری که باشد اندر دیر

بهتر از مسجد است با «اناخیر»

سرّ تکلیف حکم تعجیز است

داند آن کس که اهل تمییز است

بار برداشت آدمی فضول

ایزدش خواند از آن «ظُلوم و جهول»

لطف او گر نگفتی «آتاهم»

«یحملوا» ذاک بل «حملناهم»

کی به پایان رسیدی ای گمراه

تو و بار تو بی «یتوب اللّه»

بار او کرد تا فرو ماند

تختۀ عجز خویش برخواند

خوان «امّن یجیب» ساز کند

در «انی قریب» باز کند

معصیت کان ترا به عذر آرد

بهتر از طاعتی که عجب آرد

کبر ابلیس و عجز آدم بین

زان دو یک کار بهر خود بگزین

آن لعین ابد ز خودبینی

وین صفی احد ز مسکینی

بهم آوردم این سخن سر و بن

طاعت از بهر نفس خویش مکن

هرچه خواهی کز آن شوی مهتر

هرچه کمتر کنی ترا بهتر

گاه گاهی اعوذ بالشیطان

گفته​اند اهل دل من الرحمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره شیخی به نام سعد دین حمویه است که در مسیر خود با برکه‌ای از آب رو به رو می‌شود. در حال عبور، اسب او از روی آب جهش می‌زند و تصویر او در آب منعکس می‌شود. شیخ از اصحابش می‌خواهد تا آب را آشفت کنند تا تصویرش را نبیند. این صحنه به نماد خودبینی و خودخواهی تبدیل می‌شود. او به دوستانش می‌گوید که اسب نفس انسان مانند توسن است و اگر به خودبینی گرفتار شود، سرگردان خواهد شد. او تأکید می‌کند که عبادت واقعی باید بدون خودبینی باشد و می‌گوید که آدمی باید از عجز و کبر پرهیز کند. همچنین، بیان می‌کند که بین طاعت و معصیت، نوع نگرش و نیت فرد اهمیت دارد. در نهایت، شیخ اشاره می‌کند که بهترین عمل، آن است که بدون عجب و خودخواهی انجام شود و در این میان از وسوسه‌های شیطان مصون بماند.