نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - الضلال المبین شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل هشتم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اهل الحاد و مرجئه ز ستیز

شبهه​ای کرده​اند دست آویز

که چه حاصل از این مشقّت ما

بی نیاز است حق ز طاعت ما

گر تو طاعت کنی و گر عصیان

ذات حق را از آن چه سود و زیان

گر تو قادر شوی و گر عاجز

خللی ناید اندر او هرگز

حق تعالی اگر کند رحمت

نیست حاجت ورا بدین زحمت

ور غضب راند از ارادت و قهر

شکّر طاعت تو گردد زهر

حکما بر بهانۀ تقدیر

جمله انداختند در تأخیر

طعن در انبیا و حکم زدند

کافر و ملحد و خبیث شدند

تُرَّهاتی شمار نافرجام

هرچه زین جنس گفته​اند تمام

امتحان است سرّ حکم خدا

که کند پاک از پلید جدا

عقل را چون ز نقل تقویت است

تجربت​ها دلیل تربیت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به نقد باورهای اهل الحاد و مرجیه می‌پردازد که با طرح شبهات به ستیز با دین و طاعت می‌پردازند. آنها بر این باورند که خداوند به طاعت انسان نیاز ندارد و عمل انسان تأثیری بر ذات او ندارد. شاعر توضیح می‌دهد که حتی اگر انسان خواست و یا نخواست (طاعت یا عصیان)، این امر نقصان یا فزونی در خداوند ایجاد نمی‌کند. همچنین، اشاره می‌کند که اگر خداوند رحمتی بکند، نیازی به زحمت بشر ندارد و اگر از ارادتش برگردد، شکر طاعت انسان به زیان او خواهد بود. شاعر به نقد نظرات حکما می‌پردازد که به بهانه تقدیر، بر انبیا طعن می‌زنند و به کفر و الحاد دامن می‌زنند. او بیان می‌کند که هر چه در این زمینه گفته شده، ناکام بوده و در نهایت تاکید می‌کند که امتحان الهی سبب تمییز بین پاک و پلید است. علاوه بر این، عقل و تجربه را ابزارهای مهمی در پرورش و یادگیری می‌داند.