نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یاد جانان میان جان من است

عشق او عمر جاودان من است

نفس روح بخش من دریاب

که دم عیسوی از آن من است

هفت دریا به نزد اهل نظر

موجی از بحر بیکران من است

اهل بیت رسول اگر جوئی

از منش جو که خاندان من است

مجلس پر ز نعمت جنت

بزم رندان نزول خوان من است

یک زمانی به حال ما پرداز

خوش زمانی ، که این زمان من است

هر که خواهد نشان آل از من

نعمت الله من نشان من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و علاقه به محبوب خود اشاره می‌کند و می‌گوید که یاد محبوب برای او بسیار ارزشمند و جاودان است. او از نفس‌های روح‌بخش و معنوی خود سخن می‌گوید و به زیبایی‌هایی از دریا و آسمان اشاره می‌کند. همچنین، به اهل بیت پیامبر اشاره می‌کند و اهمیت خانواده و نسب خود را بیان می‌کند. شاعر از مجالس خوشی و نعمت‌ها نیز یاد می‌کند و به زمان خوشی که اکنون در آن است، اشاره دارد. در نهایت، او به نشانه‌های آل محمد (ص) و نعمت‌های الهی اشاره می‌کند و بر این اساس خود را معرفی می‌کند.