شمارهٔ ۵۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
دو چه گوئی یکی نمی گنجد
غیر او بی شکی نمی گنجد
بود و نابود را مجالی نیست
وصل و هجران به جز خیالی نیست
علم توحید را بیان کردیم
گنج اعیان به تو عیان کردیم
سخن اینجا در نمی گنجد
گنج و ناگنج در نمی گنجد
دایره چون به همدگر پیوست
قلم اینجا رسید و سر بشکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حقیقت وجود و تنوع مفاهیم میپردازد. شاعر اشاره میکند که درک عمیق از وجود و وحدت الهی در کلمات نمیگنجد و این علم فراتر از تصورات معمولی است. او توضیح میدهد که مسائلی مانند وصال و هجران فقط در ذهن وجود دارند و در واقعیت اتفاق نمیافتند. در نهایت، شاعر به محدودیت زبان و قلم برای بیان این معانی اشاره میکند و نشان میدهد که وقتی دایره وجود به هم پیوسته میشود، قلم قادر به بیان آن نیست و به شکسته میافتد.