نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم عالم روشن است از نور او

ناظر او نیست جز منظور او

می‌نماید نور او در آینه

نه به یک آئینه در هر آینه

دیدهٔ ما دیده نور او به او

لاجرم بیند همه عالم نکو

خوش خیالی نقش بسته در نظر

یک نظر در چشم مست ما نگر

رند سر مستیم و با ساقی حریف

خوش می صافی و خوش جامی لطیف

در خرابات فنا افتاده‌ایم

سر به پای خم می بنهاده‌ایم

لب نهاده بر لب ساغر مدام

همدم جامیم دایم والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی نور و حضور خداوند را توصیف می‌کند. شاعر می‌گوید که همه‌چیز در دنیا از نور او روشن شده و هیچ چیز نیست که از او جدا باشد. او در هر آیینه‌ای بازتاب دارد و ما نیز با دیدن این نور، همه چیز را خوب و زیبا می‌بینیم. همچنین شاعر به حالت مستی و شادمانی اشاره می‌کند و از سرمستی و همراهی با ساقی و نوشیدن شراب صحبت می‌کند. در نهایت، او نشان می‌دهد که در دنیای فنا و تباهی، ما در کنار هم و در دل شادی‌ها زندگی می‌کنیم.