شمارهٔ ۱۳۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جلوه سرو روان قافله بیهوشی است
گردش چشم سیه مکتب بازیگوشی است
باده از دست تو مستی نکند داد از تو
اولین قطره این جام می بیهوشی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت سرو (نماد عشق و شیدایی) اشاره میکند و آن را به قافلهای از بیهوشی تشبیه میکند. چشم سیاه و زیبا نیز به بازیگوشی و جذابیت خود میبالد. او همچنین میگوید که نوشیدن باده از دست معشوق، عجب مستی به همراه ندارد و اولین قطره این باده هم به حالتی از بیهوشی و سرخوشی اشاره دارد.