نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رخصت طوفان دهم گر اشک عالمگیر را

گم کند چون موج دریا رشته تدبیر را

دل که بی آه است خواهم از نظر افکندنش

بر میان بهر چه بندم ترکش بی تیر را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر بیانگر حالتی از ناامیدی و آشفتگی است. شاعر از رخصت برای ایجاد طوفانی سخن می‌گوید که می‌تواند اشک‌های جهانیان را بپوشاند و تدبیرها را به هم بریزد. او می‌خواهد دل بی‌آه خود را از نظر دور کند و در میان مشکلات، از تیرهای ناامیدی رهایی یابد.