نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

درس بی آرامی از سیلاب می باید گرفت

نسخه بیتابی از سیماب می باید گرفت

موسم گل می رسد ساغر پرستان فرصت است

خون زاهد از شراب ناب می باید گرفت

می دهد از راز پنهانش خبر چین جبین

سرخط باطن ز موج آب می باید گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان این نکته می‌پردازد که از بی‌قراری و ناپایداری زندگی باید درس گرفت. او به زیبایی و لطافت لحظات زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که در فصل گل و خوشایندی، باید از خوشگذرانی و لذت‌بردن از زندگی استفاده کرد و در دل این لذت‌ها، اسراری نهفته است که باید کشف شود. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که هر چیزی در زندگی می‌تواند خبرهای خوبی داشته باشد و باید از آنها بهره‌مند شویم.