شمارهٔ ۱۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حیرت آبادی که او پهلو نشین باشد مرا
کاش همچون شمع جان در آستین باشد مرا
بی تو کی راضی شود جان وصال آموز من
تا اثر در یارب و سر بر زمین باشد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساساتی عمیق و عاشقانه سخن میگوید. او آرزو دارد که کنار محبوبش باشد و همچون شمعی در آغوش او جانش بیقرار باشد. بدون محبوب، او نمیتواند به آرامش برسد و میخواهد عشق و وجودش در حضور محبوبش نمایان باشد.