نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سودای عقل موی دماغ کسی مباد

داغ فسردگی گل باغ کسی مباد

کردی ستم به غیر و من از رشک سوختم

روشن چراغ کس ز چراغ کسی مباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به نوعی به احساسات و تأثیرات منفی ظلم و حسادت اشاره دارند. شاعر می‌گوید که نباید کسی به فکر عقل و تدبیر دیگری باشد و همچنین نگران سرخوردگی و غم دیگری باشیم. او از ستمی که به دیگران روا داشته شده، ابراز ناراحتی می‌کند و تاکید می‌کند که نباید چراغی از نور دیگری کم شود یا تحت الشعاع قرار گیرد. به عبارت دیگر، شاعر از اهمیت خودمختاری و عدم ظلم به دیگران سخن می‌گوید.