شمارهٔ ۲۱۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
فلک بر کاردانیهای اهل هوش میخندد
قضا چون در نبرد آید به جوشنپوش میخندد
به رنگ موج پرواز کناری در بغل دارم
که بحر از شرطه بادش به صد آغوش میخندد
ببین از جبهه یاقوت و سیمای صدف روشن
فزاید قیمت آن را کز لب خاموش میخندد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ناپایداری و نیرنگهای زندگی و سرنوشت میپردازد. شاعر به طور خاص به کاردانی و هوش افراد اشاره میکند که در مواجهه با تقدیر، بیاثر میآیند. همچنین، زیبایی و لطافت طبیعت را توصیف کرده و به تأثیرات مثبت و منفی آن بر قیمت و ارزشها اشاره میکند. به عبارتی، در این جهان پر از تغییرات و چالشها، چیزهایی هستند که همچنان ارزشمند میمانند، حتی اگر در سکوت باشند.