شمارهٔ ۲۳۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دور از تو قدح شکوه صراحی گله دارد
از حسرت لعلت دل جام آبله دارد
تنها به دلی چشم تو راضی نشد از من
دزدی است که سر در پی این قافله دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات احساس تنهایی و دلتنگی خود را بیان میکند. او از دوری معشوق و حسرتی که در دل دارد، سخن میگوید. او به طعنه میگوید که تنها زیبایی چشمان محبوبش میتواند قلبش را راضی کند و این نشان از longing یا آرزوی عمیق او برای وصال دارد. در واقع، او خود را در حالتی میبیند که مانند دزد، در پی جستجو و یافتن معشوق است تا دوباره به او نزدیک شود.