نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

مگریز ای گل رعنا مگریز

نشدم سیر تماشا مگریز

سرو از سایه گریزان نشود

گر پری نیستی از ما مگریز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به گل زیبا می‌گوید که دور نشود و او هنوز از تماشای زیبایی‌اش سیر نشده است. مثل اینکه سرو (درخت) هرگز از سایه‌اش دور نمی‌شود، او نیز از زیبایی و وجود پُرتجلی گل نمی‌خواهد دور شود. اگرچه شاید پری (موجودی زیبایی‌آفرین) نیست، اما او را وادار به دوری نمی‌کند.