شمارهٔ ۴۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
ای نگاهت از شوخی محشر تغافلها
عارضت ز تاب می خانه سوز بلبلها
دیده حیرتستان شد نذر لالهرخساران
سینه سنبلستان شد وقف زلف و کاکلها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به زیبایی و جذابیت نگاه و چهره محبوب میپردازد. شاعر اشاره دارد که نگاه معشوق او سرشار از شوخی و دلربایی است و چهرهاش مانند گلهای لاله درخشان و زیباست. همچنین، چشمهای او حیرتانگیز بوده و دلهای عاشقان را تسخیر کرده است. سینهی او به زیبایی زلف و موهای معشوق وقف شده است، به گونهای که همه این زیباییها در دنیای عشق و عاشقی تجلی یافتهاند.