شمارهٔ ۶۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چشمت به جام هر که شراب نگاه ریخت
اول ز رشک،خون من بیگناه ریخت
آیینه شبنمی است که از شرم روی تو
یک قطره عرق شد و بر خاک راه ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که نگاه او به جام شراب، همانند دلیری ایست که بر دل پاک او تأثیر گذاشته است. همچنین، شاعر تشبیه میکند که عرقی که از شرم محبوبش میریزد، مانند شبنم روی آینه است و بر زمین میافتد. به طور کلی، این شعر حسّ عشق و علاقۀ عمیق به زیبایی و شگفتیهای محبوب را به تصویر میکشد.