شمارهٔ ۶۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
جام لاله پر می شد وقت بادهنوشیهاست
میپرست را امروز باغ دلگشا صحراست
وقت میخوری دیدم گرمیی ز چشم او
رند لاابالی را یار گرمخون صهباست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف لحظههای خوش و شاداب بادهنوشی میپردازد. او از باغ دلگشا و لحظههای خوشی که در کنار یاری گرم و پرشور میگذرانند، صحبت میکند و به زیباییهای این حال و هوا اشاره میکند.