نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نقل بزم ما حدیثی زان لب شیرین بس است

جلوه برگ گلی در دامن گلچین بس است

سبزه نورس برون آمد گل خودرو دمید

نوبهار از انتظارت پیر شد تمکین بس است

بلبل و قمری نیم، چشمم به گل یا سرو نیست

از تماشای بهارم جلوه رنگین بس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی به استقبال بهار می‌پردازد و از لذت‌های آن صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که حضور زیبای گل‌ها و سبزه‌ها در طبیعت و جلوه‌های بهاری کافی است که دل را شاد کند. او همچنین اشاره می‌کند که از تماشای بهار و رنگ‌ها و زیبایی‌های طبیعی، نیاز به چیز دیگری ندارد و همین جلوه‌ها برایش کافی و دل‌انگیز است.