نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با تماشای تو سیر گل و گلشن ستم است

تا توان رفت به قربان تو مردن ستم است

بر دل ما که ز خونگرمی یاران شکند

آتش افروختن کینه دشمن ستم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر با تماشای محبوب خود، به حس لذت و دردی اشاره می‌کند که در پی آن احساس می‌شود. او به قربانی کردن خویشتن برای عشق اشاره کرده و تحمیل کینه و دشمنی را بر دل‌های خسته نادرست می‌داند. در کل، شعر به تضاد بین زیبایی عشق و رنج‌های ناشی از آن پرداخته است.