شمارهٔ ۹۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
محبت خانه زاد سینه ماست
خموشی همدم دیرینه ماست
ز جوی سینه صافی می خورد آب
فراموشی که تیغ کینه ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار دربارهی محبت و دوستی عمیق درون فرد هستند. محبت به عنوان بخشی از وجود آدمی و خموشی، که نشاندهندهی همراهی و سکوت در روابط نزدیک، توصیف شده است. همچنین به تصویر کشیده میشود که مانند آبی که از جوی سینه میگذرد، فراموشی و کینه به شکل تیغی که ممکن است روابط را آسیب بزند، وجود دارد. به طور کلی، این اشعار به زیبایی محبت و دردهای ناشی از فراموشی و کینه اشاره دارند.