بخش ۱۵۲ - مثنوی اطعمه صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بشنو اکنون سرگذشتی ای پسر
فی الحقیقه در مجاز و مختصر
یک شبی در مطبخی بودم قرین
با عزیزی چند از اهل یقین
بود دیگی پر برنج و شیر ضم
زیره و خرمای بسیاری به هم
آتش اندر شیب و در بالاش تف
منتظر بنشسته آن اهل شرف
تا چه می گوید در آن جوش و خروش
بر صدای او نهاده جمله گوش
جوش می زد دیگ اندر پیش و پس
بر گشادم گوش معنی آن نفس
نکته ای با من بگفت آن پخته کار
از زبان بی زبانی گوش دار
نغمه ای زان دیگ بشنیدم عیان
کرد با من قصه ای شرح و بیان
نغمه ای از دیگ این بود ای عزیز
فهم کن گر عقل داری و تمیز
از زبان حال با من دیگ گفت
در معنی بین که آن بیچاره سفت
گفت اگر شیر و برنج است و شکر
نعمت بسیار زیبا ای پسر
لیک اگر آتش بسوزد بر تنم
دوستان گردند حالی دشمنم
چون بسوزد شیرها گردد هبا
بس سیه رویی که پیش آید مرا
در زمان گردد مبدل آن لذیذ
پیش مردم خار گردد آن عزیز
بشنو اکنون از سر ذوق خطور
دیگ هست این جا جهان پر غرور
پس تن انسان به رنج است ای پسر
شیر همچون روح باشد در نگر
آن رطب با این بدن ایمان بود
زیره ها آن طاعت و احسان بود
دیگ، تن را هست سر پوش ای پسر
طاعت خود داشتن پنهان دگر
تف این دیگ آن نفسهای شماست
پختن این دیگ سودای شماست
آتش او شهوت نفس است هان
جهد آن کن تا نسوزی ای فلان
هیزمش وسواس شیطانی بود
دور باش از بد که شیطانی بود
در لباس«اطعمه» ای نیک نام
سر معنی بشنو از صوفی تمام
زان که هر چیزی که می بینی عیان
صورتش را معنیی باشد بدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این داستان، راوی به خاطر صحبتهای دیگ برنج و شیر در یک شب به تأمل میپردازد. دیگ به او میگوید که اگرچه شیر و برنج نعمتهای خوبی هستند، اما اگر آتش (سمبل شهوت نفس) بسوزد، آن نعمتها به هدر میروند و انسان را سیاهرو میکنند. دیگ انسان را به عنوان تن بشر توصیف میکند، در حالی که شیر و برنج نمایانگر روح و اعمال نیک او هستند. او تاکید میکند که باید از وسوسهها دوری کرد تا دچار سوختگی ناشی از شهوت نفس نشویم و در زندگی معنایی عمیقتر را درک کنیم. در نهایت، او اشاره میکند که هر چیزی در زندگی ظاهر و باطنی دارد و باید به باطن آنها توجه کنیم.