نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

دیوان اطعمه — صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / صوفی محمد هروی

فهرست شعرها

  • بخش ۵ — من باده بی خمار خواهم
  • بخش ۲ - فی توحید باری تعالی عز شانه — من شکسته گشایم به صد هزار زبان
  • بخش ۱ - دیوان اطعمه صوفی محمد — حمد بی حد و ثنای بی عدد مر حضرت پروردگاری را که از یک قبضه خاک نمناک صد هزاران هزار طوطی لسان در نطق و بیان به فصاحت در آورده به خوان«فتبارک الله احسن الخالقین رب العالمین.»،
  • بخش ۳ — ای خجلت از جمال تو ماه منیر را
  • بخش ۶ — هر که او لعل جانفزای تو دید
  • بخش ۴ — امروز دیگرم به فراق تو شام شد
  • بخش ۷ — هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
  • بخش ۸ — بهار آمد بکن ساقی طربها
  • بخش ۱۲ — دانی مراست از لب دلدار آرزو
  • بخش ۱۶ — جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
  • بخش ۹ — مراست در هوس روی آن پری پیکر
  • بخش ۱۰ — رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم
  • بخش ۱۵ — از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
  • بخش ۱۱ — مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  • بخش ۱۴ — بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار
  • بخش ۱۳ — دوای غم نتوان ساخت جز به باده ناب
  • بخش ۱۷ — عید صیام و فصل گل و موسم بهار
  • بخش ۱۹ — گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  • بخش ۲۰ — زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  • بخش ۱۸ — بوسی زلبش اگر کنی نوش
  • بخش ۲۱ — رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  • بخش ۲۳ — اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  • بخش ۲۴ — لب لعل تو شفای دل بیماران است
  • بخش ۲۲ — گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  • بخش ۲۹ — بیا بیا که به روی تو آرزومندم
  • بخش ۳۰ — هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد
  • بخش ۳۱ — ز در درآ و شبستان ما منور کن
  • بخش ۳۲ — ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
  • بخش ۲۵ — هر که جان در ره تو قربان کرد
  • بخش ۲۶ — کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  • بخش ۲۷ — تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
  • بخش ۲۸ — صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم
  • بخش ۳۳ — چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
  • بخش ۳۷ — زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
  • بخش ۳۹ - وله ایضا — ز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  • بخش ۴۰ — رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  • بخش ۳۸ — صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  • بخش ۳۴ — به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
  • بخش ۳۶ — خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  • بخش ۳۵ — سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
  • بخش ۴۸ — دارم هوس جمال بغرا
  • بخش ۴۷ — چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
  • بخش ۴۴ - و ایضا له — سحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  • بخش ۴۶ — مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی
  • بخش ۴۳ — عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
  • بخش ۴۱ — مهر جمال یار که چون روح در تن است
  • بخش ۴۵ — یارب آن روی است یا قرص قمر
  • بخش ۴۲ — هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  • بخش ۴۹ — دلی دارم پر از...بغرا
  • بخش ۵۱ — بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
  • بخش ۵۴ — ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  • بخش ۵۶ — تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
  • بخش ۵۵ — در سرم تا هوای جانان است
  • بخش ۵۰ — بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  • بخش ۵۲ — چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  • بخش ۵۳ — ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  • بخش ۶۴ — عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  • بخش ۵۸ — خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  • بخش ۵۷ — نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  • بخش ۵۹ — به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  • بخش ۶۰ — نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
  • بخش ۶۱ — زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  • بخش ۶۲ — دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  • بخش ۶۳ — از حد گذشت قصه درد نهان ما
  • بخش ۷۱ — اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  • بخش ۶۹ — مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  • بخش ۶۸ — اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  • بخش ۷۲ — در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  • بخش ۶۵ — دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  • بخش ۶۶ — چو بیابی به دهر یار خلف
  • بخش ۷۰ — میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  • بخش ۶۷ — دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  • بخش ۷۸ — مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  • بخش ۷۴ — گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
  • بخش ۷۶ — ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  • بخش ۷۹ — کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  • بخش ۷۳ — وه چه خوش باشد در ایام بهار
  • بخش ۷۵ — تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
  • بخش ۸۰ — دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  • بخش ۷۷ — همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  • بخش ۸۱ - له — رخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  • بخش ۸۳ — آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  • بخش ۸۲ - جواب — ز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  • بخش ۸۴ — بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  • بخش ۸۶ — باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  • بخش ۸۷ — واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  • بخش ۸۵ — عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  • بخش ۸۸ — آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  • بخش ۹۶ — فضل خدای را که تواند شمار کرد
  • بخش ۸۹ — سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  • بخش ۹۱ — از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  • بخش ۹۰ — دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  • بخش ۹۲ — آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  • بخش ۹۵ — دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  • بخش ۹۳ — آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  • بخش ۹۴ — تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  • بخش ۹۷ — تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  • بخش ۹۹ — تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  • بخش ۹۸ — ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  • بخش ۱۰۰ — نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
  • بخش ۱۰۱ — ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  • بخش ۱۰۳ — ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
  • بخش ۱۰۲ — ای لب شیرین تو حلوای قند
  • بخش ۱۰۴ — خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
  • بخش ۱۰۶ — نانوشته مانده است
  • بخش ۱۰۹ — باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  • بخش ۱۱۲ — در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
  • بخش ۱۰۷ — کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  • بخش ۱۱۰ — جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
  • بخش ۱۱۱ — صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  • بخش ۱۰۵ — عاشق و خسته و پریشانم
  • بخش ۱۰۸ — دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  • بخش ۱۱۵ — هر که او دیده چهره یارم
  • بخش ۱۱۴ — کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
  • بخش ۱۱۷ — نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  • بخش ۱۱۶ — دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  • بخش ۱۱۸ — تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  • بخش ۱۱۹ — بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  • بخش ۱۲۰ — دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
  • بخش ۱۱۳ — یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
  • بخش ۱۲۲ — سفر کردم به هر شهری رسیدم
  • بخش ۱۲۱ — نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  • بخش ۱۲۴ — ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما
  • بخش ۱۲۶ — آن کس که به دست جام دارد
  • بخش ۱۲۳ — آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست
  • بخش ۱۲۷ — چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
  • بخش ۱۲۸ — در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
  • بخش ۱۲۵ — رونق عهد شباب است دگر بستان را
  • بخش ۱۳۴ — هریسه به روغن بگفتا صباح
  • بخش ۱۳۶ — دیدم اندر دکان کله پزی
  • بخش ۱۳۵ — جوش بوره شبی به بغرا گفت
  • بخش ۱۳۳ — شبی از خمیر جوین خواستم
  • بخش ۱۳۲ - المقطعات — شبی به مطبخی در دکان طباخی
  • بخش ۱۲۹ — عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  • بخش ۱۳۰ — رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  • بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعات — هر که را دعوتی شود دوچار
  • بخش ۱۳۸ — دیگ حبشی مفاخرت داشت
  • بخش ۱۴۴ — یک کاسه هریسه پر ز روغن به صباح
  • بخش ۱۳۷ — ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
  • بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیات — یارب چه خوش است قلیه های دو پیاز
  • بخش ۱۴۲ — ماهیچه باریک که خاتون مال است
  • بخش ۱۴۰ — یارب به کرم توانگرم گردانی
  • بخش ۱۴۱ — امروز چو رشته بی سر و سامانم
  • بخش ۱۴۳ — در سر هوس کباب و در دل غم نان
  • بخش ۱۴۶ - ابتدای فردیات — تو صوفی، دل چه می بندی به زناج
  • بخش ۱۴۵ — ای لطف تو بر گناه کاران غفار
  • بخش ۱۴۷ — ماس را دید چون به بغرا ضم
  • بخش ۱۴۸ — چون رسیدی به صحن قلیه برنج
  • بخش ۱۴۹ — یک کله صباح اگر کنی نوش
  • بخش ۱۵۰ — اگر صحن مزعفر را بیابی
  • بخش ۱۵۱ — الهی سیر گردان از قناعت
  • بخش ۱۵۲ - مثنوی اطعمه — بشنو اکنون سرگذشتی ای پسر
  • بخش ۱۵۳ - قال رخوت البیت فی لسان الحال المسماه — دوش در خانه به من تخت شد اندر گفتار