شمارهٔ ۱۶ - دوش تدبیر کردم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوش من یا ایر خود تدبیر کردم تا بروز
کاینهمه بدریدههای خلق را چندین بدوز
گفت خاموش ای خر و بندیش ای نااهل پیش
مرد خواهی تا به گاه حشر چون خر میسپوز
گفتم آمد ماه روزه چون کنم تدبیر چیست
ای بسا شلغم گزر قد بر نشسته بر دو کوز
گفت لابد روزه را حرمت بباید داشتن
خویشتن را یکرهه در آتش دوزخ مسوز
روز باشد تیز میکن . . . لق میزن تا به شب
چون شب آمد . . . ادن . . . ونی همی کن تا به روز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به گفتگویی بین خود و یک شخص دیگر اشاره میکند که به او توصیه میکند تا در کارهایش تدبیر کند. شاعر به چالشهای زندگی و اینکه چگونه باید با آنها برخورد کند، میپردازد. او از حرمت روزه و ضرورت رعایت آن صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که چگونه باید در روز عمل کرد تا در شب به آرامش برسد. در نهایت، پیام اصلی شعر این است که باید در زندگی مراقب و متفکر بود تا از عواقب بد خودداری شود.