نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - بشنو حکایتی ز من سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون

سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است

 طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس

کناس و دیر آس و میانش رگ آور است

نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر

 نیمور و بوالعمیر است کنده چو کندر است

اندر شود به . . . ونها این ایر دزد وار

. . . ایه چو دیده بانی استاده بر درست

چون . . . ایه طاق طاق کند . . . ایه چاک چاک

در بسترم تو گوئی میدان نو درست

من دوش خفته بودم در بستر از قضا

گفتم بلای در کشاده در اندرست

در اوفتاد بدین بوالعمیر من

گوئی که سختیش چو یکی پای استرست

گفتا غلام خواهم چون ماه کنده ای

ورنه بدرم آنچه لحافست و چادرست

چو طاقتم نماند برون آمدم بدر

دیدم یکی غلام که گوئی صنوبرست

مست از نبید منکر و گم کرده راه خویش

موی زنخ درشت تو گوئی که کنگر است

برتافتم ازو رخ و گفتا که ای حکیم

خواهی تو میهمانی کو مست چون خرست

گفتم چرا نخواهم برخیز و اندر آی

کامشب ترا کتاب زمانست و شاعرست

من چون یکی دو . . . ادم ووار خود بخواب بود

آنجا ببوفتاد که گوئی نه جانور است

من دست پیش بردم و بگشاده بند او

تا . . . دلش سخت فربه یا سخت لاغر است

دیدم برهنه . . . ونی سرخ و سفید و گرد

. . . ونی نبود . . . ون که یکی باغ بی درست

بسیار بوسه دادم و پس برنهادمش

گفتم به . . . ون فراخی خلقیت چاکر است

آ . . . دو . . . رد کردم و آگاهیش نبود

گوئی که مست خفته بنزدیک مادر است

بگرفتم و فشردم اندر میان پاش

گفتمش آرزوی . . . ون تو امشب مزور است

خوش خسب و دیر خیز و مترس از بلای ایر

کت باک نیست گر همه گر ز سکندر است

بشنو حکایتی ز من از وصف ایر من

کز ایرهای سخت همین عنبرتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف و تصویرسازی از یک موجود خیالی یا نمادین می‌پردازد که ویژگی‌های عجیبی دارد. او با صفاتی چون "کور و کر" و "دراز و سطبر" توصیف شده و در عین حال، به عنوان موجودی با قدرت و تجملی خاص به تصویر کشیده می‌شود. این موجود به نوعی به بازیگوشی و طنازی نیز اشاره دارد و به تضادهایی مانند زیبایی و ترس اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و تشبیهات مختلف، لحظه‌ای را توصیف می‌کند که در خواب به این موجود برخورد می‌کند و از او دعوت به مصاحبت می‌شود. فضا و حس و حال این دیدار تا حدی شاعرانه و خیال‌پردازانه است و به بررسی ویژگی‌های جسمانی و احساسی این موجود پرداخته می‌شود. در نهایت، شخصیت اصلی به ارتباطی عمیق و مرموز با این موجود می‌پردازد که می‌تواند نماد desires یا آرزوهای انسانی باشد. شعر به صورت کلی نگاهی به جاذبه‌ها و خطرات خواسته‌های انسانی دارد.