شمارهٔ ۹ - خر خمخانه سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خر خمخانه را جودان بماندست
وگر ماندست جو کو تا بخاید
بسنگ هجو من دندان شکستست
که بی بیطار بیخش برنیاید
سرش از سهمناکی شد بانسان
که جز پالیزبانان را نشاید
بجز آکنده و آخر نباشد
در آن محفل که او شعری سراید
همان نشخوار چندین ساله باشد
کسی را کز نکوهد با ستاید
بهجو و مدح پیوندی ندارم
ز فیری و شهیقی میداراید
گهی خر کره میرش همی . . . او
چو میر مرد و پیرک شد که . . . اید
خریدم خانه آخر برآورد
به دربان تا به دروازه نیاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف وضعیتی میپردازد که در آن انسانها و حاکمان به چالش کشیده میشوند. شاعر به ناکامیها و نارساییهای موجود در جامعه اشاره میکند و از رنجها و زحمات زندگی سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای مختلف، شرایط حاکم بر اوضاع و افراد را به تصویر میکشد و به نوعی انتقاد اجتماعی میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیای پر از تضاد و ناهماهنگی، حقیقت و نیکویی به سادگی یافت نمیشود و کسانی که در این بزم شعری حضور دارند، صرفاً نظارهگر شرایط دشوار و تکراریاند.