شمارهٔ ۳ - احمد لاک لالکی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / مسمطات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
ای همه تاز بارگان سرّی و آشکارگان
یک یک و جمله کارگان رب درو مغ فشارگان
بر سر نان نظارگان پیشتر از ستارگان
آنکه بد از خیارگان گشت ز ایر خوارگان
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
چون سگ لاک میدود بو که به جای در شود
بانگ سماع بشنود . . . ون به شراب مگرود
گردد مست و بغنود بو که کش ادب رود
باش که بینئی شود احمد لاک نارود
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
باز ز خوی کودکی رفت ز ناز و نازکی
داد زکات ده یکی کوه ز ماه کاکلی
کالی را بچابکی قاضی را بسالکی
پیش ملوک چندکی احمد لاک لالکی
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
احمد لاک قاب خفت وز ضرر شراب خفت
در خورکان باب جفت راست که همچو آب خفت
مست شد و شتاب خفت برگذرد باب خفت
الحق بس صواب خفت کرد پی ثواب خفت
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
احمد لاک دمبدم خانه نورد بی ستم
خورد شراب پیش و کم برزد بر زمین شکم
با همه کانش دمبدم کار کننده چون درم
برد بدست چپ علم دم لم و دم لم و لم
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
احمد لاک را برز گفت علی کاک پز
کای چو حریر و خز و بززین خودباوه نیم گز
سخت شده چو چوب گز دندان بر نه و مگز
وزه ره . . . ون یکی بمز جز تو که داند این لغز
طرفه غلام باره احمد لاک لالکی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر درباره شخصیتی به نام "احمد لاک" است که در توصیف ویژگیها و رفتارهای او صحبت میکند. احمد لاک به عنوان یک غلام توصیف میشود که خصلتهای خاصی دارد و در زمانهایی دچار مستی و شگفتی میشود. او به برای رفع نیازهای خود و پیشرفت در زندگی به سایرین کمک میکند و در عین حال به برخی از مشکلات و سختیهای زندگی اشاره شده است. شعر به نوعی نمایشدهنده تضاد بین حالات مستی و هوشیاری اوست و از زبان طنزآلودی برای بازگویی اتفاقات استفاده میکند. در نهایت، احمد لاک نماد شخصیتی است که رغم سختیها و چالشها، در زندگی خود به دنبال شادی و لذت است.