شمارهٔ ۱۱۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تا جان فدا نمایم، بر زخمه های مطرب
سر می نهم چو غیچک، در پیش پای مطرب
دف را چو گرم سازد، آرم ز سوز گریه
بر روی دست مژگان، آتش برای مطرب
گل از مقام صوتش، می تافت گوش رغبت
بلبل اگر نمی داشت، طرز نوای مطرب
شهر پیاله نوشی، همچون حصار نغمه
بی کوچه نشاط است،گر نیست جای مطرب
چاک دلم نسازد، با سوزن رفوگر
از رشته گر نبینم، رنگ صدای مطرب
شد در کف تعلق، سیب دلم دوپاره
نصفی برای ساقی، نصفی برای مطرب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده عشق و احترام عمیق شاعر به هنر و بهویژه به مطرب است. شاعر از جان فدای خود برای زیباییهای موسیقی و نغمههای مطرب میگوید و احساساتش را با تصاویر زیبا و شاعرانه بیان میکند. او به تأثیر موسیقی بر روح و دل اشاره دارد و آن را به مثابه یک نیروی زندگیبخش میداند. همچنین، شاعر از دوگانگی احساساتش نسبت به عشق و لذت میگوید، جایی که بخشی از دلش برای ساقی و بخشی دیگر برای مطرب است. در کل، این شعر به عمیق بودن ارتباط انسان با هنر و موسیقی پرداخته است.